
فوتبال ایران در محاصره تصمیمهای ناگهانی؛ احترام به تقویم؟ اصلا!
عنوان:
فوتبال ایران و بیاحترامی به تقویم؛ تصمیمهای لحظهای قیمت میگیرند
خلاصه:
تغییرات پیاپی در تقویم لیگ فوتبال ایران، نهتنها به یک آفت تبدیل شده بلکه نشاندهنده نبود احترام به برنامهریزی است؛ بهگونهای که هر باشگاه خود را قربانی این بیثباتی میبیند.
متن:
شبنم روحی؛ پس از اینکه ابتدا برگزاری کامل هفته هفتم اعلام شد و سپس بهطور ناگهانی چهار دیدار لغو گردید، دیگر مشخص شد که تقویم فوتبال ایران بیش از آنکه حاصل برنامهریزی باشد، تابع فشارها، اعتراضات و تصمیمات لحظهای است. در این شرایط، هر باشگاه و سرمربی تیم خود را قربانی این تغییرات میداند و از ناعادلانه بودن شرایط سخن میگوید.
در فوتبال حرفهای، تقویم مسابلات حکم قراردادی دارد که میان برگزارکننده، باشگاهها، بازیکنان، حامیان مالی، رسانهها و هواداران من Shuffle شده است. اما در ایران، تاریخ بازیها بیشتر شبیه یک پیشنهاد موقت است؛ چیزی که تا لحظه به صدا درآختن سوت آغاز بازی، قطعی نیست و ممکن است هر لحظه لغو شود.
رویداد هفته هفتم لیگ برتر، تازهترین نمونه این آشفتگی بود. برنامه این هفته از قبل اعلام شده بود. در همین حال، تیم فوتبال امید ایران برای شرکت در بازیهای آسیایی ناگویا نیاز به بازیکنان باشگاهها داشت؛ مسابقاتی که خارج از حوزه «فیفادی» برگزار میشود و باشگاهها تعهد قانونی خاصی برای تحویل بازیکنان ندارند، هرچند همکاری به طور کلی مورد انتظار بود.
این تداخل، نه غیرقابل پیشبینی بود و نه ناگهانی. زمان بازیهای آسیایی و برنامه تیم امید از ماهها پیش مشخص بود. با این حال، تصمیمگیری درباره نحوه همکاری باشگاهها و ادامه لیگ به روزهای نزدیک به مسابقات موکول شد؛ یعنی همان زمانی که هر تصمیمی، گروهی را متضرر و مورد اعتراض قرار میدهد.
در ابتدا، احتمال لغو کامل هفته هفتم مطرح شد. سپس امیرحسین روشنک، رئیس کمیته مسابقات سازمان لیگ، در چهاردهم شهریور اعلام کرد که مسابقات برگزار میشوند و باشگاهها باید پس از پایان هفته ششم، بازیکنان دعوتشده را در اختیار تیم امید قرار دهند. بر این اساس، تیمها قرار بود هفته هفتم را بدون ملیپوشان امید برگزار کنند. اما این تصمیم نیز دوام نیاورد. روز نوزدهم شهریور، سازمان لیگ از تعویق چهار مسابقه ذوبآهن ـ سپاهان، خیبر خرمآباد ـ پرسپولیس، ملوان ـ فولاد و فجرسپاسی ـ آلومینیوم خبر داد. در اطلاعیه سازمان لیگ، درخواست باشگاهها برای تعویق مسابقات به منظور حفظ عدالت و همکاری با تیم امید، علت این اقدام عنوان شد. زمان جدید بازیها نیز مشخص نشد و اsignal آن به آینده موکول شد.
نکته شگفتانگیز این بود که باشگاه پرسپولیس، پس از این اطلاعیه، اعلام کرد هیچ درخواستی برای لغو یا تعویق دیدار با خیبر ارائه نداده است. این تکذیب، پرسشی بنیادین ایجاد کرد: اگر لغو مسابقات بر اساس درخواست باشگاهها صورت گرفته، چرا یکی از باشگاههای کلیدی، چنین درخواستی را تکذیب میکند؟ اینجا دیگر صرف نظر از برگزاری یا لغو چهار بازی، مسئله فرآیند تصمیمگیری است؛ فرآیندی که در آن یک تصمیم رسمی تنها چند روز بعد تغییر میکند، جایگزین مشخص نیست و حتی بین توضیحات برگزارکننده و موضع باشگاهها هماهنگی وجود ندارد.
سازمان لیگ لغو این چهار مسابقه را اقدامی برای «حفظ عدالت» توصیف کرده است؛ اما نتیجه آن، برگزاری ناقص یک هفته از لیگ خواهد بود. چهار بازی برگزار میشود و چهار بازی دیگر به زمانی نامعلوم منتقل مییابد. برخی تیمها استراحت میکنند، برخی دیگر به میدان میروند و جدول لیگ مدتی نamatوازن میشود. باشگاهی که بازیکن امید دارد، حضور نکردن مهرههای اصلی را ناعادلانه میداند. باشگاهی بدون ملیپوش امید، تعویق دیدار رقیب و فراهم شدن فرصت استراحت بیشتر برای آن را تضییع حقوق خود تلقی میکند. تیمی که شرایط بدنی مطلوب دارد، توقف مسابقات را زیان میبیند و تیمی که مصدوم یا محروم دارد، از تعویق احتمالی سود میبرد! در چنین فضایی، طبیعی است که هر تیم خود را متضرر بداند؛ چون معیار عدالت از ابتدا به صورت شفاف، مکتوب و یکسان تعریف نشده است. تصمیمات به صورت موردی گرفته میشوند و هر تصمیم جدید، گروه تازهای از معترضان را ایجاد میکند.
بدون شک، تیم امید برای موفقیت در بازیهای آسیایی به زمان، اردو و بازیکنان اصلی نیاز دارد. نادیده گرفتن این نیاز نیز قابل دفاع نیست. حسین عبدی پیش از اعزام، از میزان همکاریها به شدت انتقاد کرد و حتی گفت شاید در این شرایط، عاقلانهتر بود ایران در بازیهای آسیایی شرکت نکند. او از کسانی که به تیم امید کمک نکردند، با زبانی تند گلایه کرد.
اما تیم امید نباید در مقابل لیگ قرار گیرد. وظیفه مدیریت فوتبال این بود که ماهها پیش، درباره زمان تحویل بازیکنان، تعداد نفرات هر باشگاه، اردوهای آمادهسازی و هفتههای تعطیل لیگ توافق میکرد. وقتی چنین توافقی صورت نمیگیرد، باشگاهها به همکاری نکردن متهم میشوند و تیم امید نیز خود را تنها و بیپشتیبان میبیند؛ در حالی که ریشه اصلی اختلاف، نبود یک برنامه الزامآور و از پیش تعیینشده است.
حتی پیش از تصمیم نهایی، گزارشهایی درباره احتمال تعطیلی طولانی لیگ، از بین رفتن هزینه بلیت و هتل باشگاهها و تداخل اردوهای تیم امید با مسابقات منتشر شده بود. بنابراین، اصل بحران قابل پیشبینی بود، اما مدیریت آن تا آخرین روزها به تأخیر افتاد.
تغییر ناگهانی برنامه مسابقات، تنها جابهجایی چند تاریخ نیست. باشگاهها برای هر دیدار، سفر، هتل، پرواز، تمرین، ریکاوری، برنامه بدنسازی و فروش بلیت هماهنگی میکنند. شبکههای تلویزیونی و رسانهها نیز برنامه خود را بر اساس تقویم رسمی میچینند. هواداری که برای حضور در ورزشگاه مرخصی گرفته یا بلیت سفر خریده، در این محاسبات تقریباً دیده نمیشود. همچنین، مسابقات معوقه باید در بخشی دیگر از تقویم فشرده قرار گیرند. این امر به معنای احتمال برگزاری بازیها با فاصله کم، افزایش خطر مصدومیت و اعتراض مجدید باشگاههایی است که در آن زمان خود را متضرر خواهند دانست. در واقع، سازمان لیگ مشکل امروز را حل نمیکند؛ آن را به نقطهای شلوغتر از فصل منتقل میکند.
فوتبال ایران بیش از هر چیز به اعتبار تقویم نیاز دارد. تاریخ مسابقه باید اصل باشد و تغییر آن فقط در شرایط استثنایی و بر اساس آییننامهای روشن صورت گیرد. برنامه تیمهای ملی و امید باید پیش از آغاز فصل نهایی شود، تعداد بازیکنی که میتواند موجب تعویق مسابقه شود از قبل مشخص باشد و تاریخ جایگزین نیز همزمان با اعلام لغو ارائه شود.
تا زمانی که برنامهها تحت تأثیر جلسههای اضطراری، فشار مدیران و اعتراض باشگاهها تغییر کنند، دعوی عدالت ادامه خواهد یافت. هر تیم خود را قربانی میبیند، هر نتیجهای با مسئله «شرایط نابرابر» زیر سؤال میرود و سازمان لیگ نیز بهجای مدیریت یک رقابت حرفهای، ناچار است هر هفته بحران تازهای را مهار کند.
مشکل فوتبال ایران کمبود تقویم نیست؛ کمبود احترام به تقویم است. هفته هفتم فقط چهار مسابقه معوقه به جا نگذاشت، بلکه یک بار دیگر نشان داد در فوتبال ایران، هیچ برنامهای تا لحظه اجرا قطعی نیست.