
شلیک به امنیت کاسپین؛ چرا سکوت در برابر تعرض به دریانوردی خزر یک خطای مهلک بازدارندگی است؟
تعرض اوکراین به شناور تجاری ایران در پهنه دریای خزر با پشتیبانی اطلاعاتی و مستشاری بریتانیا، تلاش برای صدور ناامنی از شرق اروپا به حیاط خلوت شمالی کشور محسوب میشود؛ رویدادی که نشان میدهد هرگونه انفعال در برابر آن، سیگنال آسیبپذیری مخابره کرده و ترمیم معادله بازدارندگی را نیازمند پاسخی قاطع و دولبه علیه کییف و منافع حامیان غربی آن میکند.
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ حمله اوکراین به شناور تجاری ایران در پهنه دریای خزر، حادثهای فراتر از یک درگیری تاکتیکی یا خسارت مادی محدود به یک شناور است. این اقدام نقطه عطفی پرخطر در صادر کردن دامنه ناامنی از بحران شرق اروپا به یکی از باثباتترین و استراتژیکترین زیستبومهای امنیتی ایران محسوب میشود. دریای خزر که بر اساس معاهدات منطقهای، از گذشته دور تا امروز خالی از منازعات فرامنطقهای و بستر اصلی شریان تجاری کریدور «شمال-جنوب» بوده، حالا با ماجراجویی اوکرای و رئیس جمهوری که دستمایه آمریکا و ناتو شده، دستخوش یک ناامنی دستساز شده است.
در واکنش به این تعرض آشکار، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، موضعی صریح اتخاذ کرد و تاکید نمود که «اقدام فرصتطلبانه مستقر در کییف نمیتواند بیپاسخ بماند». این اظهارنظر رسمی، شالوده منطقی است که اگر در صحنه عمل با اقدام متناسب تثبیت نشود، میتواند خساراتی فراتر از ابعاد تجاری به همراه داشته باشد.
تله «انفعال تاکتیکی»؛ چرا سکوت، دعوت به تجاوزهای بعدی است؟
در برخی تحلیلهای سطحی پیشنهاد میشود که ایران نباید وارد بازی بازیگری شود که در بحران عمیق خود غرق شده و به دنبال توسعه دامنه جنگ است. ادبیاتی مبتنی بر اینکه «دیوانهای سنگی انداخته و نباید به آن پاسخ داد»، شاید در نگاه اول توجیهکننده خویشتنداری به نظر برسد، اما در منطق ژئوپلیتیک و نظریههای بازدارندگی، یک خطای محاسباتی مهلک است.
در روابط بینالملل، عدم پاسخگویی ملموس به تعرض به امنیت دریانوردی تجاری، هرگز به معنای «حکمت دیپلماتیک» تفسیر نمیشود؛ بلکه سیگنالی مستقیم از آسیبپذیری و عدم اراده برای صیانتی واقعی از خطوط قرمز مخابره میکند. اگر کییف و اتاقهای فکر پشتیبان آن به این نتیجه برسند که هدف قرار دادن ناوگان تجاری ایران در خزر هزینهای ملموس برای آنها ندارد، گامهای بعدی عمیقتر و جسورانهتر خواهد بود. سکوت در برابر چنین پردهدریهایی، عملاً پروانه عبور از خطوط قرمز را به دست بازیگرانی میدهد که ثبات منطقه را فدای بقای سیاسی خود کردهاند.
کدگشایی از کانون هدایت؛ ردپای بریتانیا و پشتصحنه غرب
برای طراحی یک پاسخ کارآمد، باید صورتمسئله را فارغ از شعارها تحلیل کرد. واقعیت میدانی نبرد در اروپا نشان میدهد که قابلیتهای عملیاتی، پهپادی و موشکی اوکراین در حملات دریایی پیچیده، کاملاً متکی به چتر اطلاعاتی، مستشاری و تجهیزاتی قدرتهای غربی است.
در میان بازیگران اروپایی، بریتانیا پررنگترین، مستقیمترین و عمیقترین نقش را در هدایت امنیتی، ارائه اطلاعات ماهوارهای و آموزش نیروهای ویژه اوکراینی ایفا میکند. حضور گسترده مستشاران نظامی و اطلاعاتی لندن در اتاقهای عملیاتی کییف و تلفات نیروهای نظامی بریتانیایی در این نبرد، گواهی بر این مدعاست. علاوه بر این، ابزارهای راهبردی غربی برای پایش و هدایت عملیاتها در منطقه، متکی به پایگاههای کلیدی مستقر در خاک بریتانیا – نظیر پایگاه هوایی «فرفورد» (RAF Fairford) – است که مرکز پرواز و هدایت بمبافکنها و سامانههای شناسایی به شمار میرود.
بنابراین، این فرض که حمله به شناور تجاری ایران صرفاً یک تصمیم خودسرانه و مستقل از سوی ولودیمیر زلنسکی بوده، سادهانگاری است. کییف در خلأ تصمیمگیری نمیکند و لندن به عنوان یکی از کانونهای اصلی هدایت امنیتی، نه تنها توانایی اعمال فشار و مهار کییف را دارد، بلکه در مسیر اهداف راهبردی خود، چراغسبزهای عملیاتی لازم را صادر میکند.
معماری «پاسخ دوجانبه»؛ ترکیب اقدام مستقیم و فشار بر حامیان
پاسخ ایران برای ترمیم معادله بازدارندگی و حفاظت از امنیت دریانوردی، نباید واکنشی هیجانی باشد، بلکه باید بر پایهی یک «طراحی دوجانبه و هدفمند» استوار گردد که هم عاملیت کییف و هم آمریتِ حامیان آن را هدف قرار دهد:
لبه اول؛ پاسخ مستقیم و پشیمانکننده به کییف
دولت زلنسکی باید این پیام صریح را از طریق اقدامات تلافیجویانه – اعم از عملیاتهای ناهمگون، سخت، سایبری یا تدابیر تحریمی و دیپلماتیک قاطع – دریافت کند که جان، امنیت و سرمایه تجاری ایرانیان ابزاری برای بازیهای سیاسی فرامنطقهای نیست. هزینه هرگونه ماجراجویی جدید در دریای خزر باید چنان بالا برود که فکر تکرار آن از محاسبات کییف خارج شود.
لبه دوم؛ اعمال فشار بر حامیان و مهارکنندگان کییف
تجربه منازعات بینالمللی نشان داده است که تا زمانی که قدرتهای غربی خود هزینه مستقیم اقدامات عوامل پروکسیشان را نپردازند، دست به مهار آنها نخواهند زد (همان فرمولی که در معادله مهار واشنگتن بر تلآویو دیده میشود). بریتانیا و حامیان غربی کییف، منافع اقتصادی، تجاری، شرکتهای انرژی و خطوط کشتیرانی متعددی در آبراههای حیاتی منطقه و پیرامون ایران دارند. وارد آوردن فشار مستقیم یا غیرعلنی بر این منافع و سرمایهگذاریها، لندن را ناچار خواهد ساخت تا برای صیانت از امنیت و اقتصاد خود، «افسار کییف را بکشد» و حد و مرز ماجراجوییهای آن را مشخص کند.
پاسخ دادن به اقدام تجاورکارانه در دریای خزر، مسئله جنگطلبی نیست؛ بلکه قانونِ زنده ماندن در منطقهای پرتنش و صیانت از «بازدارندگی اعتبارپذیر» است. طیف گزینههای روی میز ایران میتواند شامل اقدامات علنی تا پاسخهای نامتقارن و کنترلشده باشد، اما آنچه نباید در فهرست گزینهها قرار گیرد، «بیتفاوتی و گذر زمان» است. محاسبات کییف و اتاقهای فکر غربی درباره تحملپذیری ایران باید با یک پاسخ قاطع، محاسباتی و چندلایه تصحیح شود تا امنیت کشتیرانی تجاری در خزر برای همیشه تضمین گردد.


