
بازخوانی راهبرد عاشورایی انقلاب اسلامی؛ هیهات منا الذله راهی که ادامه دارد
تقابل جمهوری اسلامی با هژمونی آمریکا و رژیم صهیونیستی، فراتر از معادلات رایج سیاسی، امتداد دکترین عاشوراست. این راهبرد از بنیانگذاری انقلاب تا طنین تاریخی «مثلی لا یبایع مثل یزید» ِ رهبر شهید و تداوم آن توسط رهبر انقلاب، ادامه دارد.
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ عاشورا یک بُرش تقویمی در سال ۶۱ هجری نیست؛ یک جغرافیای محصور در نینوای باستان هم نیست. عاشورا، دکترین بیبدیل و ابدی تاریخ برای تفکیک مرزهای حق و باطل است. امروز که خیابانها دوباره در تسخیر پرچمهای سیاه است و طنین مرثیهها در جان شهر پیچیده، تقلیل دادن این حماسه به یک سوگواری صرف، بزرگترین جفا به مکتب سیدالشهدا (ع) است. پرسش بنیادین و ژورنالیستی در این روزها این نیست که «چگونه بر حسین (ع) بگرییم؟»، بلکه این است که «چگونه در مختصات امروز جهان، در جبهه حسین (ع) بایستیم؟»
انقلاب اسلامی ایران، نه یک رویداد تصادفی در اواخر قرن بیستم، که دقیقاً بازتولید و امتداد همین خط فکری در عصر هژمونیهای پوشالی بود. فلسفهای که امروز شالوده دیپلماسی، سیاست داخلی و منطقهای ما را میسازد، ریشه در همان خاکی دارد که با خون شهدای کربلا سیراب شد.
معماری مقاومت؛ وقتی پیر جماران خط خون را ترسیم کرد
پیر جماران، حضرت امام خمینی (ره)، با هوشمندی و درک عمیق از هندسه قدرت در جهان، شالوده این نظام را بر پایه مکتب عاشورا پیریزی کردند. وقتی ایشان با قاطعیت فرمودند که «محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است»، در واقع در حال ارائه یک مانیفست سیاسی-امنیتی برای آینده انقلاب بودند.
در نگاه مکتبی بنیانگذار جمهوری اسلامی، مبارزه ما با استکبار جهانی، تقابل با رژیم نامشروع صهیونیستی و در رأس آنها ایستادگی در برابر آمریکای جهانخوار، یک دعوای دیپلماتیک بر سر منافع اقتصادی و زودگذر نبود. امام (ره) به روشنی نشان دادند که آمریکا همان یزید زمان است که با ظاهری مدرنتر، همان خوی استکباری، سلطهجویی و خونریزی را در ابعادی جهانی بازتولید کرده است. از این منظر، هرگونه تقابل با واشنگتن و تلآویو، نه یک انتخاب سیاسی، که یک فریضه عاشورایی است.
میراث یک شهید؛ آخرین فریاد «مثلی لا یبایع مثل یزید»
این پرچم سرخ دکترین مقاومت، پس از بنیانگذار کبیر انقلاب، در دستان با کفایت رهبر شهید انقلاب با صلابت تمام برافراشته ماند. شخصیتی بینظیر که تمام عمر با برکت و پرفراز و نشیب خود را وقف مبارزه کرد و در کوران سنگینترین جنگهای شناختی و اقتصادی، ذرهای از آرمانهای حسینی عقب ننشست.
تاریخ معاصر ما هرگز آن روزهای پرالتهاب را فراموش نخواهد کرد؛ روزهایی که فشار همهجانبه دشمن به اوج رسیده بود و عدهای در داخل با تئوریبافیهای سازشکارانه، نسخه تسلیم میپیچیدند. اما آن رهبر شهید، با وقوف کامل به سرانجام شوم کرنش در برابر مستکبران، خط بطلانی بر تمام این توهمات کشید. ترجیعبند کلام ایشان و جزو آخرین و تاریخیترین حرفهای آن بزرگوار، بازخوانی همان فریاد «هیهات منا الذله» بود. آنجا که در برابر دیدگان حیرتزده جهان، با صلابتی که ریشه در خیمهگاه عاشورا داشت، فرمودند: «مثلی لا یبایع مثل یزید» (من با کسی مثل یزید بیعت نمیکنم). این جمله، تنها یک تیتر جذاب برای روزنامهها نبود؛ این خونبهای یک ملت و کارنامه عملی جمهوری اسلامی در مواجهه با نظام سلطه بود که در نهایت با خون پاک ایشان امضا و جاودانه شد.
توییتهای چدنی زیر دستکش مخملی؛ توهم توافق با شمر زمانه
برای فهم دقیق چرایی این عدم بیعت، کافی است نگاهی به پرونده سیاه ایالات متحده در سالهای اخیر بیندازیم. مصداق بارز این خوی یزیدی را به وضوح میتوان در تاریخچه بدعهدیهای آمریکا دید. در روزهایی که جریان غربگرا گمان میکرد با دستکش مخملی دیپلماسی و لبخندهای دیپلماتیک میتوان خوی گرگصفتانه استکبار را مهار کرد، واقعیت میدانی سیلی سختی به این خوشخیالی زد.
یک مصداق و مثال از این وقاحت و توحش مدرن زمانی عریان شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، دیپلماسی را به سطح یک چاقوکشی خیابانی تقلیل داد. درست در بحبوحه مذاکرات و در شرایطی که تیم دیپلماسی ایران سر میز گفتوگو نشسته بود تا شاید گرهی از کار گشوده شود، ترامپ با ادبیاتی گستاخانه و جنونآمیز، در یک رشته توییتهای تهدیدآمیز و قلدرمآبانه، مستقیماً رئیسجمهور و تیم مذاکرهکننده کشورمان را به نابودی و عواقب بیسابقه تهدید کرد. این رفتار بیشرمانه به همگان ثابت کرد که شمر و ابنسعد زمانه، نه منطق انسانی میفهمند و نه به هیچ عهد و پیمان بینالمللی پایبندند. در برابر چنین دشمنی، دیپلماسیِ التماسی پیشاپیش شکست خورده است و تنها راهبرد جوابگو، مقاومت فعال حسینی است.
علمدار جدید در میانه میدان؛ دکترین آیتالله سید مجتبی خامنهای
امروز و در این پیچ تاریخی و گذار به نظم نوین جهانی، این خط سرخ مقاومت با تاسی به همان مرام و مکتب، توسط رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، با قدرت، هوشمندی و درایتی مثالزدنی در حال پیگیری است. هدایت سفینه انقلاب در این دریای پر تلاطم و طوفانی، دقیقاً بر همان مدار و قطبنمایی است که امامین پیشین انقلاب ترسیم کردند.
ایشان با شناخت موشکافانه از آرایش جنگی جدید دشمن در حوزههای ترکیبی و سایبری، و با تکیه بر ظرفیت بیبدیل جوانان عاشورایی این مرز و بوم، راهبرد «مقاومت و پیشرفت» را نه از سر انفعال و ناچاری، که برخاسته از عمق فلسفه پیروزی خون بر شمشیر تبیین کردهاند. در قول ایشان نیز، مبارزه با رژیم صهیونیستی و ایستادگی در برابر زیادهخواهیهای آمریکا، یک تاکتیک مقطعی نیست، بلکه ذات و هویت انقلاب اسلامی است.
عاشورا، دادگاه ابدی تاریخ
در عصر عاشورا، بازخوانی این مسیر پر فراز و نشیب یک ضرورت استراتژیک است. ما در مکتب سیدالشهدا آموختهایم که هزینه سازش، تسلیم و انفعال در برابر یزیدیان زمان، به مراتب از هزینه مقاومت ویرانگرتر است. عاشورا به عنوان بزرگترین واقعه تاریخ به ما یاد داد که حتی اگر در محاصره کامل اقتصادی باشیم، حتی اگر شریانهای مالی را قطع کنند و به قول خودشان «فشار حداکثری» بیاورند، ملت تربیتشده در مکتب محرم، دست ذلت به سوی مستکبران دراز نخواهد کرد. نبرد ما با جبهه استکبار، نبرد شمشیرها و دلارها نیست؛ نبرد ارادههاست و عاقبت این نبرد از سال ۶۱ هجری تا به امروز روشن است: این خون است که در نهایت شمشیر را میشکند.


