
پارادوکس نتانیاهو؛ غافلگیری ممنوع!
اظهارات متناقض مقامات اسرائیلی درباره جنگ یا عدم جنگ احتمالی با ایران، نه یک اختلاف در گفتار، بلکه بخشی از یک راهبرد شناختهشده است؛ راهبردی که هدف آن برهمزدن محاسبات طرف مقابل و آمادهسازی برای غافلگیری احتمالی است؛ سناریویی که ایران باید آن را با هوشیاری و آمادگی پاسخ دهد.
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ مهمترین مسئله کنونی در منطقه خاورمیانه این است که آیا جنگ دیگری بین ایران و اسرائیل رقم خواهد خورد یا خیر؟ اظهارات مقامات آمریکایی و اسرائیلی حکایت از پارادوکسی دارد که یک طرف آن پیام اطمینان از عدم آغاز جنگ است و طرف دیگر تهدیدها و خط ونشان کشیدنها را شاهد هستیم.
با این حال نه وعدهها و لفاظیها بلکه آنچه که اهمیت دارد واقعیات استراتژیک صحنه یک کشمکش است. واقعیاتی که از قضا اراده طرف اسرائیلی برای آغاز جنگی احتمالی علیه ایران و یا لبنان را نشان میدهد که خود نیز بیانگر آن است که پیامها و وعدهها چیزی جز تلاش برای فریب در راستای یک غافلگیری نیست. غافلگیریی که تکرارش هزینههای بسیاری را دربرخواهد داشت.
تناقض یا عملیات فریب؟
به گفته خبرنگار شبکه رادیو و تلویزیون سراسری رژیم صهیونیستی (کان) نتانیاهو شخصا با پوتین تماس گرفته و درخواست کرده تا به ایران اطمینان بدهد که اسرائیل قصدی برای تهاجم به ایران ندارد. وی پیشتر نیز گفته بود که به دنبال تشدید تنش با ایران نیست.
از سوی دیگر برخی مقامات رژیم نیز زبان به تهدید ایران گشودهاند. بنی گاتز فرمانده پیشین ارتش و عضو فعلی کنست و رهبر اپوزیسیون اسرائیل گفت: «اسرائیل باید به زودی برای احتمال حمله جدید علیه ایران آماده شود. ما باید از مردم ایران در مبارزهشان علیه رژیم ملاها حمایت کنیم – تا زمانی که این رژیم تسلیم شود یا کاملا سقوط کند. مشخص نیست که این فرصت موجود در این بازه طلایی دوباره پیش بیاید.»
همچنین سایت خبری اسرائیلی واینت در رابطه با ارزیابی مقامات ارتش اسرائیل اظهار کرده است: «نیروهای ایرانی بلافاصله پس از پایان درگیری تاریخی تابستان امسال با اسرائیل، بازسازی توان موشکی خود را آغاز کردند. دانش فنی پیشرفته تولید موشک و منابع مالی قابلتوجه در ماههای اخیر بهطور پیوسته به نیروهای نیابتی منطقهای ایران، از یمن تا لبنان، منتقل شده است. مقامهای ارتش اسرائیل (IDF) ارزیابی کردهاند که اگر این روند ادامه یابد، احتمال وقوع دور دیگری از درگیری با ایران وجود دارد.»
در واقع شواهد و قرائن از عدم صحت اظهارات نتانیاهو حکایت میکند که البته غیرطبیعی هم نیست و هنوز فراموش نکرده ایم که در میانه مذاکرات ایران و آمریکا بود که اسرائیل با حمایت تمامعیار آمریکا به ایران حمله کرد و عقلانی است که پیامهای انتقالی از سوی جنایتکاری همانند نتانیاهو را تنها یک فریب تصور کنیم.

از منظری دیگر شواهد و قرائن نشان میدهد که نخستوزیر اسرائیل به دنبال آغاز جنگی احتمالی بوده است. به گزارش آکسیوس و به نقل از مقامات آمریکایی، نتانیاهو در سفر هفته گذشته خود به آمریکا و در جریان ملاقاتش با ترامپ، نگرانیهای خود را در مورد برنامه موشکی ایران مطرح کرده است. همچنین او امکان حمله نظامی علیه ایران را مطرح ساخته که یک مقام آمریکایی نیز آن را «دور دوم احتمالی در سال ۲۰۲۶» توصیف کرده است.
پس از همین دیدار بود که ترامپ در اظهاراتی وقیحانه اظهار داشت : «اگر تهران به برنامه موشکیاش ادامه دهد من از حمله به ایران حمایت میکنم. اگر به برنامه هستهایاش ادامه دهد این حمله باید فوری باشد.»
بعد از این دیدار، العمید یاسین، ژنرال بازنشسته لبنانی بیان کرد: «دیدار نتانیاهو و ترامپ آغاز یک درگیری جدید در خاورمیانه است. من جنگ لبنان را محتملتر میدانم.»
در حقیقت این پارادوکس ارائه همزمان اطمینان و تهدید، بیش از هر چیز نشانی از اراده طرفهای مقابل برای برهمزدن محاسبات ایران، فرصت خریدن در راستای آمادگی برای بازسازی توان نظامی اسرائیل و تلاش برای یک غافلگیری دیگر دارد.
غافلگیریای که مقصد آن میتواند در راستای حمله به ایران و یا لبنان بوده باشد که در منتهای امر تفاوتی نخواهد داشت. حمله به لبنان، بلاشک مقدمهای برای جنگ علیه ایران خواهد بود.
انحراف توجه؛ گام اول جنگ احتمالی؟
برخی از کارشناسان و پژوهشگران حوزه روابط بینالملل، تلاشهای سازمانیافته برای برهمزدن نظم داخلی کشور از طریق منحرف ساختن اعتراضات مردم را نمودهایی از آغاز یک جنگ احتمالی دانستهاند. برخی اعتقاد داشتهاند که آشوب داخلی طراحی و مقدمهای برای یک حمله خارجی خواهد بود.
از طرفی، برخی تحلیلگران نیز اظهار کردهاند که فعالیتهای سازمانیافته برای درگیر ساختن ایران در مسائل داخلی خود و ایجاد فرصت برای رژیم صهیونیستی در راستای حمله به لبنان خواهد بود.

از منظر این تحلیلگران از آنجا که برخلاف جنگ ۱۲ روزه، حزبالله لبنان توانسته است خود را بازسازی کند و این موضوع تهدیدی در میانه جنگ احتمالی ایران و اسرائیل خواهد شد، در نتیجه مقامات رژیم اسرائیل میبایست پیش از ایران توان حزبالله را از بین ببرند.
در واقع هر دو دیدگاه حکایت از آن دارند که تحولات داخلی ایران، نه یک فرایند عادی بلکه تلاشی در جهت منحرف ساختن توجه ایران میباشد. این موضوع مورد اذعان صهیونیستها نیز بوده است.
درون کادوس، خبرنگار رادیو ارتش اسرائیل اذعان کرده: «در اسرائیل برآورد میکنند که این اعتراضات این ظرفیت را دارد که در دورهی پیش رو توجه حکومت ایران را از تحولات خارجی منحرف کرده و آن را بهطور کامل به مسائل داخلی «مشغول و متمرکز» کند.» این موضوع ضرورت توجه به انسجام ملی و تقویت توان نظامی را شدت خواهد بخشید.
راه جلوگیری از جنگ؛ آمادگی برای آن!
تنها راه جلوگیری از جنگ نشان دادن توان و اراده برای جنگ خواهد بود. به بیان دیگر، برخلاف نیات شوم صهیونیستها که به دنبال تضعیف و غافلگیر ساختن ایران میباشند، میبایست توان نظامی را تقویت کرده و مانع از تکرار غافلگیری دوباره شد.
باید این واقعیت را پذیرفت که هنوز نظم جدیدی در منطقه شکل نگرفته و بر اثر همین موضوع هر لحظه و در هر بخشی از صحنه بازی کنونی امکان آغاز یک جنگ خواهد بود که حتی اگر در ایران نباشد، مقدمهای برای حمله به آن خواهد بود.

از همین رو اطمینانها و وعدهها تنها نشانی از تلاش برای یک غافلگیری خواهند داشت. همانگونه که مایکل هندل، در کتاب خود «جنگ، راهبرد و اطلاعات» نوشته: «دیپلماسی غافلگیرانه در هر نوع نظام بینالمللی که نیاز به گسستن از سیاستهای قدیم در آن حس شود امکان بروز دارد.»
از سوی دیگر، توان نظامی تنها یک بال برای گذر از موقعیت حساس کنونی میباشد. بال دیگر آن توجه و اهتمام به انسجام ملی است که در جنگ ۱۲ روزه نیز خود را عیان ساخت. همانگونه که راز زیمت، مدیر میز ایران در موسسه مطالعات امنیت اسرائیل فاش ساخته: «خطر اصلی برای اسرائیل، نه صرفا نارضایتیهای پراکنده، بلکه لحظاتی است که تهدید خارجی موجب همبستگی اجتماعی در ایران میشود.»
بر همین اساس توجه به مولفه انسجام اجتماعی که مهمترین لازمه آن بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم است، پادزهری در برابر کوششهای صهیونی برای نابودی ایران خواهد بود. به تعبیر تولستوی، نویسنده روسی، «آینده آبستن حوادثی بسیار است»، اما باید دانست که بالهای ایران نیز بسته نخواهد ماند.





