
دستاوردها روی کاغذ، ابهامات در میدان؛ مراقب تلههای کاخ سفید در میز مذاکره باشید!
نهایی شدن توافق بین ایران و آمریکا با وجود تلاشهای قابلتقدیر، در حوزه زمانبندی تعهدات و معادلات منطقهای حاوی ابهاماتی است که چشمپوشی از آنها میتواند ثمره این توافق را تقلیل دهد و تضمین منافع ملی در این برهه حساس، در گرو ایستادگی قاطع بر مواضع اصولی و پرهیز از هرگونه عقبنشینی زودهنگام خواهد بود.
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ آوردگاه دیپلماسی، میدان ظرافتها، دقتها و کلماتی است که هر کدام میتوانند سرنوشت یک ملت و معادلات یک منطقه را دستخوش تغییر کنند. با نهایی شدن توافق اخیر در شامگاه یکشنبه ۲۴ خردادماه، صفحه جدیدی در مناسبات سیاسی ورق خورده است؛ توافقی که بیشک حاصل تلاشها و شبزندهداریهای تیم مذاکرهکننده کشورمان است و جای تقدیر دارد.
به ویژه آنکه رهبر انقلاب در خصوص تفاهم نامه بین ایران و امریکا در پیامی صراحتا اعلام داشتند که ملت ایران و از جمله رهبر انقلاب منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهند بود ازهمین روی نگاه واقع بینانه به مفاتد تفاهم نامه ودر نظر داشتن طرف مقابل که مشهور به بد عهدی است مسئولیت تیم مذاکره کننده و دولت را دو چندان می کند.
با این وجود، رسالت روزنامهنگاری و دلسوزی برای منافع ملی ایجاب میکند که در کنار حمایت از مردان میدان دیپلماسی، با نگاهی واقعبینانه و به دور از هیجانات زودگذر، نقاط ابهام و خلأهای احتمالی این توافق را زیر ذرهبین ببریم تا در مسیر اجرا، از هرگونه سوءاستفاده طرف مقابل جلوگیری شود.
در بررسی روند نهایی شدن این توافق با طرف آمریکایی، چند محور اساسی وجود دارد که به نظر میرسد نیازمند توجه و تذکر جدی به دستگاه دیپلماسی است:
پرهیز از شتابزدگی پیش از تحقق دستاوردها
نخستین نکتهای که در روزهای اخیر دغدغهها و حساسیتها را به همراه داشته، احساس نوعی عقبنشینی از مواضع اولیه در خصوص زمانبندی اجرای تعهدات است. پیشتر، آقای غریبآبادی، معاون بینالملل وزارت خارجه، پس از نهایی شدن توافق بهصراحت و با صلابت اعلام کرده بودند که گفتوگوهای ثانویه صرفاً «پس از آزاد شدن داراییهای بلوکه شده ایران» آغاز خواهد شد؛ موضعی که کاملاً منطبق بر اصل بدیهی و عقلانی «اخذ نتیجه عملی پیش از اعطای امتیاز بعدی» است.
اما اظهارات اخیر جناب آقای تختروانچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه در جمع خبرنگاران مبنی بر اینکه گفتوگوها بلافاصله «پس از امضا در روز جمعه» آغاز میشود، این پرسش دلسوزانه را ایجاد میکند که چرا باید از آن موضع اصولی کوتاه آمد؟ در شرایطی که هنوز دلارهای بلوکهشده ایران به چرخه اقتصاد کشور بازنگشته و صرفاً با یک امضا روی کاغذ مواجهیم، چه لزوم و توجیهی برای آغاز زودهنگام گفتوگوهای ثانویه وجود دارد؟
انتظار میرود تیم مذاکرهکننده تا زمان آزادسازی کامل و ملموس داراییها، از هرگونه شتابزدگی پرهیز کرده و با ایستادگی بر مواضع پیشین، دست برتر خود را در میز مذاکره حفظ کند.
وحدت ساحات؛ از روی کاغذ تا میدان عمل
مسئله دوم که پیوندی ناگسستنی با دکترین امنیت منطقهای ما دارد، مفهوم راهبردی «وحدت ساحات» است. موضع اصولی و اولیه جمهوری اسلامی همواره این بوده که توقف درگیریها در قبال ایران، باید بهطور همزمان با توقف ماشین جنگی رژیم صهیونیستی در لبنان، عقبنشینی این رژیم از مناطق اشغالشده لبنانی و پایان یافتن تجاوزات به این کشور همراه باشد.
اکنون که توافق در شامگاه یکشنبه نهایی شده است، نگاهی به تحولات میدانی نشان میدهد که رژیم صهیونیستی همچنان به تجاوزات خود در لبنان ادامه میدهد. دیپلماسی موفق آن است که دستاوردهای روی کاغذ، بلافاصله در میدان عمل خود را نشان دهند. نباید اجازه داد طرف مقابل با تفکیک میدانها، از زیر بار تعهدات منطقهای خود شانه خالی کند و همپیمانان ما در محور مقاومت تحت فشار باقی بمانند.
ابهام در جغرافیا؛ تلهای به نام «مجاورت ایران»
سومین و شاید راهبردیترین نکته، به مسئله حضور نامشروع آمریکا در منطقه بازمیگردد. همانگونه که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، با درایتی عمیق درباره خروج آمریکاییها از منطقه هشدار دادند: “آنچه در این زمینه مسلم است، عقربه زمان به عقب برنمیگردد و ملتها و سرزمینهای منطقه، دیگر سپر پایگاههای آمریکایی نخواهند بود. آمریکا علاوه بر آنکه دیگر نقطه امنی برای شرارت و استقرار پایگاه نظامی در منطقه نخواهد داشت، روز به روز از وضع سابق خود فاصله میگیرد. “
ایشان همچنین با تأکید بر پایان یافتن عمر غده سرطانی اسرائیل، یادآور شدند که این رژیم متزلزل، به فضل الهی و مطابق با سخن قاطع و آیندهنگر ده سال قبل رهبر عظیمالشأن شهید قدس الله نفسه الزّکیّه، بیست و پنج سال بعد از آن تاریخ را نخواهد دید، انشاالله.
هم رهبر شهید انقلاب بارها هشدار داده بودند که آمریکاییها باید از غرب آسیا خارج بشوند و در جنگ اخیر هم این ضرورت بار دیگر ثابت شد. با این پشتوانه محکم، انتظار میرفت در توافق اخیر با صراحت و قاطعیت بیشتری به مسئله اخراج آمریکاییها پرداخته شود.
با این وجود، در متن توافق صرفاً به عبارت کلی «خارج شدن پایگاههای آمریکایی از مجاورت ایران» بسنده شده است. این واژه «مجاورت» یک تله دیپلماتیک است؛ مجاورت تا کجا تعریف میشود؟ تجربه تاریخی نشان داده است که واژگان کشدار و مبهم، همواره راه فراری برای تفسیرهای دلبخواهی و عهدشکنی واشنگتن فراهم کردهاند و مشخص نکردن دقیق شعاع این خروج، میتواند دستاوردها را تقلیل دهد.
تیم مذاکرهکننده ما، فرزندان همین ملت و حافظان مرزهای دیپلماتیک کشورند. طرح این نکات نه از سر مچگیری، که از باب النصیحه للملوک و محافظت از ثمره خونهایی است که برای اقتدار این مرز و بوم ریخته شده. انتظار میرود در روزهای منتهی به امضای نهایی توافق و در جریان اجرای آن، با هوشیاری مضاعف نسبت به حفظ مواضع و رفع این ابهامات اقدام شود تا توافقی که میتواند نقطه عطفی در تأمین منافع ملی باشد، به پاشنه آشیلی برای امنیت کشور بدل نگردد.ثمره دیپلماسی باید در عمل، کام ملت و جبهه مقاومت را شیرین کند.


