دیپلماسی بدون پیوست رسانه‌ای؛ چرا افکار عمومی پیش از توافق نامحرم دانسته شدند؟

دستگاه دیپلماسی کشور پس از هفته‌ها مذاکره غیرمستقیم و عبور از جنگ رسانه‌ای سنگین غرب، سرانجام در بامداد یکشنبه حصول توافق نهایی را اعلام کرد. مسیری دشوار که اگرچه با پافشاری بر منافع ملی طی شد، اما ضعف در پیوست رسانه‌ای و اقناع افکار عمومی پیش از امضای نهایی، انتقاداتی را به همراه داشت؛ توافقی که عیار واقعی آن از امروز و در بوته نقد و بررسی نهادهای قانونی مشخص خواهد شد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ با فروکش کردن التهابات میدانی و تثبیت معادله بازدارندگی، صدای آژیر‌های خطر جای خود را به زنگ تلفن‌ها و پرواز‌های دیپلماتیک داد. قابل پیش‌بینی بود که جبهه تقابل پایان نیافته، بلکه از آرایش نظامی به میز مذاکره و راهرو‌های پیچیده دیپلماسی منتقل شده است. روز‌ها و هفته‌های پس از اعلام آتش‌بس، آبستن تحولات پرشتابی بود که مدیریت آن، نیازمند هماهنگی دقیق میان «میدان» و «دیپلماسی»، استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای و البته، همراهی افکار عمومی در داخل کشور بود.

این گزارش، روایتی است تحلیلی و خطی از ایستگاه‌های مهم دیپلماتیک؛ از نخستین روز‌های پس از آتش‌بس تا شامگاه یکشنبه که خبر نهایی حصول توافق رسماً اعلام شد. مسیری پرفراز و نشیب که اگرچه با تلاش شبانه‌روزی دستگاه دیپلماسی و پافشاری بر منافع ملی همراه بود، اما در حوزه «پیوست رسانه‌ای» و «اقناع افکار عمومی»، ظرافت‌ها و جای نقد مشفقانه‌ای را در دل خود جای داده است.

دیپلماسی پارلمانی و پیام اقتدار از مبدأ اسلام‌آباد

بلافاصله پس از تثبیت شرایط میدانی و اعلام آتش‌بس، ضرورت داشت تا جمهوری اسلامی پیام ثبات، تمرکز و اقتدار خود را به همسایگان و بازیگران فرامنطقه‌ای مخابره کند. در شرایطی که نگاه‌ها به سمت غرب و کانال‌های ارتباطی با آمریکا دوخته شده بود، خط‌شکنی از شرق آغاز شد.

حضور محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی در پاکستان، نقطه آغاز هوشمندانه‌ای برای تحرکات پساآتش‌بس بود. این سفر که در فضایی صمیمانه و با محوریت توسعه همکاری‌های دوجانبه، فعال‌سازی بازارچه‌های مرزی و تقویت امنیت مرز‌های شرقی (به ویژه در برابر تحرکات گروهک‌های تروریستی) انجام شد، یک پیام راهبردی و فکت مهم داشت: «تهران حتی در کوران تحولات بین‌المللی و فشار‌های غربی، از عمق استراتژیک و دکترین همسایگی خود غافل نیست.» این اقدام پارلمانی، نشان داد که ارکان مختلف نظام برای تولید قدرت به صورت هماهنگ عمل می‌کنند و بستر مناسبی را برای آغاز فاز جدید دیپلماسی در جبهه غربی فراهم آورد.

ترافیک پیام‌های محرمانه و جنگ دیپلماتیک در توییتر

با آرام گرفتن نسبی منطقه، موتور دیپلماسی غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن، عمدتاً از طریق پایتخت‌های واسطه نظیر مسقط و دوحه، روشن شد. در این برهه، ترافیک سنگینی از نامه‌نگاری‌های محرمانه و انتقال پیام‌ها شکل گرفت که هدف آن، مدیریت تنش و چارچوب‌بندی یک توافق جدید بود.

اما در این میان، یک تفاوت معنادار در رفتار رسانه‌ای دو طرف به چشم می‌خورد که کفه ترازوی افکار عمومی را به نفع حریف سنگین می‌کرد. در حالی که وزارت امور خارجه کشورمان با اتکا به اصول کلاسیک دیپلماتیک، ترجیح داد در سکوت کامل و با احتیاط پیش برود، مقامات آمریکایی و ماشین رسانه‌ای غرب استراتژی «روایت‌سازی قطره‌چکانی» را در پیش گرفتند.

شروع انتشار توییت‌های هدفمند از سوی خبرنگاران رسانه‌هایی، چون اکسیوس، وال‌استریت ژورنال و برخی تحلیلگران اندیشکده‌های آمریکایی درباره «امتیازات داده شده»، «عقب‌نشینی‌های احتمالی» و «بند‌های محرمانه»، فضای رسانه‌ای داخل را بمباران کرد. غربی‌ها با این جنگ ادراکی تلاش می‌کردند تا با تست کردن افکار عمومی ایران، از التهاب بازار و نگرانی نخبگان به عنوان اهرمی برای فشار بر تیم مذاکره‌کننده ما در اتاق‌های دربسته استفاده کنند.

سرریز شدن پرسش‌های مردم و حضور در گفتگوی ویژه خبری

تداوم سکوت در داخل و موج‌سواری رسانه‌ای در خارج، به طور طبیعی سوالات و ابهامات زیادی را برای مردم، فعالان اقتصادی و دلسوزان جریان انقلاب ایجاد کرد. جامعه‌ای که همواره با مقاومت خود، پشتوانه اصلی تولید قدرت برای دیپلمات‌ها بوده است، حق داشت بداند در پشت در‌های بسته چه می‌گذرد.

همین تراکم پرسش‌ها، فشار نمایندگان مجلس برای شفاف‌سازی و ضرورت خنثی‌سازی عملیات روانی رسانه‌های غربی علاوه بر خبری که رسانه‌های داخلی منبی توافق ۱۴ بندی ایران و آمریکا باعث شد که که در نهایت، عباس عراقچی، سکاندار دستگاه دیپلماسی را بر آن داشت تا برای روشنگری و آرام کردن فضای ملتهب افکار عمومی، در برنامه «گفتگوی ویژه خبری» حاضر شود. حضوری که بیش از آنکه یک ابتکار عمل پیش‌دستانه باشد، واکنشی به فشار‌های رسانه‌ای تلقی می‌شد.

تاملی بر یک اظهارنظر؛ ضرورت همراهی افکار عمومی

حضور عالی‌ترین مقام دیپلماسی کشور در رسانه ملی، گامی مثبت و رو به جلو برای ارتباط بی‌واسطه با مردم بود. با این حال، بخشی از اظهارات آقای عراقچی در این برنامه، با نقد‌های ظریف و دلسوزانه‌ای از سوی کارشناسان رسانه و ناظران سیاسی مواجه شد.

ایشان در پاسخ به پرسش صریح مجری پیرامون جزئیات تعهدات در حال شکل‌گیری و خطوط قرمز رعایت شده، با تاکید بر اصل محرمانگی مذاکرات، بیان کردند که: «اجازه بدهید روند کار طی شود، ما بعد از امضای توافق، مفاد آن را به اطلاع مردم خواهیم رساند.»

بی‌تردید، حفظ اسرار مذاکراتی و پنهان نگه داشتن تاکتیک‌های چانه‌زنی تا پیش از قطعی شدن توافق، یک رویه پذیرفته شده در عرف دیپلماتیک است و هیچ‌کس انتظار افشای دست‌های ایران در برابر حریف را ندارد. اما از سوی دیگر، این نقد کارشناسی وارد است که در موضوعات کلان ملی که با معیشت، امنیت و آینده کشور گره خورده است، افکار عمومی نباید پس از قرار گرفتن در مرحله «عمل انجام‌شده» و امضای نهایی، در جریان امور قرار گیرند.

تجربه تاریخی، به ویژه در جریان مذاکرات منتهی به برجام، به روشنی نشان داده است که هرگاه مردم پیش از امضای نهایی، محرم دانسته شوند و نسبت به «خطوط کلی»، «دستاوردها» و «تعهدات»، اقناع عمومی صورت گیرد، اجماع ملی قوی‌تری برای اجرای توافق شکل می‌گیرد. در واقع، دیپلماسی بدون پیوست رسانه‌ای و اقناع افکار عمومی، دیپلماسی بی‌دفاعی است. شاید بهتر بود دستگاه دیپلماسی، مرز ظریف میان «حفاظت از اسناد مذاکراتی» و «شفافیت ساختاری با مردم» را با ادبیاتی لطیف‌تر و اقناع‌کننده‌تر تنظیم می‌کرد تا این شائبه ایجاد نشود که مردم تنها دریافت‌کنندگان اخبار پس از توافق هستند.

اعلام توافق و آغاز فصل نظارت قانونی

قطار این تحرکات فشرده دیپلماتیک، با تمام بیم‌ها و امیدهایش، سرانجام شب گذشته به ایستگاه توافق رسید و خبر نهایی آن رسماً اعلام شد. این توافق، بی‌تردید حاصل تلاش‌های خستگی‌ناپذیر فرزندان این مرز و بوم در تیم دیپلماسی است که تلاش کرده‌اند در تندباد حوادث، کشتی منافع ملی را به سلامت هدایت کنند.

اما اعلام توافق در شامگاه یکشنبه، نه پایان راه، بلکه آغاز فصل جدیدی از بررسی‌هاست. اکنون که از فاز محرمانگی مذاکره عبور کرده‌ایم، انتظار می‌رود جزئیات، ضمائم و تعهدات پذیرفته شده با شفافیت کامل در اختیار نهاد‌های قانونی قرار گیرد. بررسی دقیق متن توافق در چارچوب «قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران» توسط مجلس شورای اسلامی و نهاد‌های بالادستی، می‌تواند تضمین‌کننده حفظ دستاورد‌های نظام و پاسداری از منافع ملی در روز‌های پس از توافق باشد؛ توافقی که عیار واقعی آن، نه در لحظه امضا، بلکه در میدان عمل و نحوه پایبندی طرف مقابل مشخص خواهد شد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا