*توازن وحشت در خاورمیانه؛ چگونه حملات اسرائیل و آمریکا توافق هسته‌ای را به حاشیه راند؟*

حملات اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی که با تجاوز مستقیم آمریکا در اواخر فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) همراه شد، نه‌تنها توازن قوای نظامی را جابه‌جا کرد، بلکه مسیر دیپلماسی را که در آستانه یک گشایش تاریخی بود، به بن‌بستی پیچیده کشاند. در ادامه، تحلیلی تخصصی از این تحولات و تاثیر آن بر آینده توافق میان ایران و آمریکا ارائه می‌شود.

۱. تغییر پارادایم پس از وقایع اسفند ۱۴۰۴

تجاوز مستقیم رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به خاک ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ و متعاقب آن شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، نقطه عطفی در دکترین دفاعی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرد. انتصاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید در ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ (۸ مارس ۲۰۲۶)، پیامی شفاف از تداوم و تقویت سیاست «مقاومت فعال» به جهان مخابره کرد. این انتقال قدرت سریع و بدون خلاء مدیریتی، محاسبات واشنگتن و تل‌آویو را که به دنبال بی‌ثباتی داخلی در ایران بودند، با چالش مواجه کرد. ایران با پاسخ‌های موشکی و پهپادی بی‌سابقه به پایگاه‌های آمریکا و هدف قرار دادن ناوشکن‌های ایالات متحده، نشان داد که دوران «صبر استراتژیک» به پایان رسیده و هرگونه تعرض مستقیم، پاسخی هم‌سطح و مستقیم در پی خواهد داشت.

۲. بن‌بست دیپلماتیک و توافق ناتمام

پیش از آغاز این دور از درگیری‌ها، تهران و واشنگتن (در دولت ترامپ) با میانجی‌گری پاکستان و عمان به «توافقی پنج‌بندی» بسیار نزدیک شده بودند. این توافق شامل محورهای کلیدی زیر بود:

شفافیت حداکثری هسته‌ای: پذیرش بازرسی‌های گسترده در ازای لغو کامل تحریم‌های هسته‌ای.
مدیریت ذخایر: انتقال یا تبدیل ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد ایران.
توقف غنی‌سازی بالا: محدود کردن غنی‌سازی به سطح ۳.۶۷ درصد برای مصارف غیرنظامی.
لغو تحریم‌ها: بازگشت آمریکا به تعهدات مالی و تجاری.

با این حال، تجاوز نظامی اسفند ماه و چراغ سبز ترامپ به نتانیاهو برای حمله به تاسیسات ایران، «اعتماد شکننده» موجود را به کلی ویران کرد. تحلیلگران معتقدند نفوذ بنیامین نتانیاهو بر تصمیمات ترامپ، عامل اصلی برهم خوردن این توافق بود؛ چرا که تل‌آویو هرگونه توافق پایدار میان تهران و واشنگتن را به معنای حاشیه‌نشینی امنیتی خود در منطقه می‌بیند.

۳. استراتژی «نه جنگ، نه صلح» و اهرم‌های فشار

در حال حاضر، منطقه در وضعیت شکننده «نه جنگ تمام‌عیار و نه صلح پایدار» قرار دارد. ایران با استفاده از اهرم‌های ژئوپلیتیک خود، از جمله انسداد نسبی دریانوردی در تنگه هرمز و دریای سرخ، هزینه‌های جهانی بن‌بست دیپلماتیک را افزایش داده است. هدف ایران از این اقدام، وادار کردن واشنگتن به انتخاب میان «جنگ ویرانگر جهانی» یا «پذیرش واقعیت قدرت ایران و لغو تحریم‌ها» است.

از سوی دیگر، دولت ترامپ به دنبال تولید یک «روایت پیروزی» برای افکار عمومی آمریکا است. واشنگتن تلاش می‌کند با فشار نظامی، ایران را به عقب‌نشینی وادار کند تا بتواند توافقی با امتیازات بیشتر به نفع خود امضا کند. اما پاسخ‌های قاطع ایران به ناوگان پنجم آمریکا نشان داد که فشار نظامی لزوماً منجر به امتیازدهی سیاسی نمی‌شود.

۴. نقش بازیگران منطقه و میانجی‌گران

پاکستان و عمان همچنان در تلاشند تا پنجره دیپلماسی را باز نگه دارند. سفر اخیر مقامات عالی‌رتبه پاکستان به تهران نشان‌دهنده هراس کشورهای منطقه از تبدیل شدن تنش‌های فعلی به یک درگیری فراگیر است. برخی کشورهای حوزه خلیج فارس نیز با درک این موضوع که آمریکا دیگر قادر به تامین امنیت مطلق آن‌ها در برابر قدرت موشکی ایران نیست، به سمت نوعی «بی‌طرفی فعال» یا حتی نزدیکی به تهران حرکت کرده‌اند که این خود ضربه بزرگی به استراتژی انزوای ایران از سوی واشنگتن است.

۵. تاثیر بر توافق تهران-واشنگتن در افق ۲۰۲۶

تاثیر حملات اخیر بر توافق احتمالی را می‌توان در سه محور خلاصه کرد:

سخت‌تر شدن مطالبات ایران: با توجه به تجاوز مستقیم آمریکا، ایران اکنون علاوه بر مطالبات هسته‌ای، به دنبال «تضمین‌های امنیتی سخت‌گیرانه» و خروج نیروهای آمریکایی از مجاورت مرزهای خود است.
فرسایش توان چانه‌زنی واشنگتن: شکست عملیات‌های نظامی در متوقف کردن برنامه هسته‌ای یا فلج کردن پاسخ نظامی ایران، اهرم فشار «گزینه نظامی روی میز است» را برای آمریکا بی‌اثر کرده است.
پیچیدگی متغیر اسرائیل: تا زمانی که نتانیاهو احساس کند بقای سیاسی‌اش در گرو تداوم تنش است، دستیابی به هرگونه توافق دوجانبه میان ایران و آمریکا بسیار دشوار خواهد بود، مگر آنکه واشنگتن به این نتیجه برسد که هزینه حمایت مطلق از تل‌آویو با منافع ملی آمریکا در تضاد است.

باید در نظر داشت حملات متقابل میان ایران و رژیم صهیونیستی در بهار ۲۰۲۶، ماهیت بحران را از یک چالش هسته‌ای به یک نبرد موجودیتی و ژئوپلیتیک تغییر داده است. اگرچه هر دو طرف (تهران و واشنگتن) از هزینه‌های یک جنگ تمام‌عیار آگاهند و به نوعی مایل به بازگشت به میز مذاکره هستند، اما شهادت رهبر فقید ایران و تجاوز مستقیم به خاک کشور، سطح تنش را به قدری بالا برده که بازگشت به توافقات پیشین بدون تغییرات بنیادین غیرممکن به نظر می‌رسد. آینده این بحران به این بستگی دارد که آیا دولت ترامپ می‌تواند خود را از بند سیاست‌های تهاجمی نتانیاهو رها کند یا منطقه به سمت یک رویارویی بزرگتر حرکت خواهد کرد که در آن اقتصاد جهانی اولین قربانی خواهد بود.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا