نگاهی به هنرهای اسلامی در عصر تیموری

نگاهی به هنرهای اسلامی در عصر تیموری

به گزارش بهراد مومنی://از هنر دوره تیموری با وجود شهرت فراوانش، بسیار چیزهاست که نمی دانیم. منابع و مظاهر هنری این دوره غالبا یا اندک است و یا در دسترس نیست. این مقاله کوششی است برای نمایاندن و معرفی جنبه هایی از هنر عصر تیموری. پیش از وارد شدن به بحث اصلی، نگاهی کوتاه به روی کار آمدن تیموریان می اندازیم. تیمور فرزند ترغای نویان بوده و در تیره اجدادی خود با چنگیز پیوند داشته است. تیمور در حدود بیست وچهار سالگی توانست با نشان دادن لیاقت و توان جنگجویی خود، شهرتی به هم رساند و ده سال بعد با از بین بردن رقیبان کوچک و بزرگ خویش، لقب «صاحب قران » بگیرد. او چهار بار به خوارزم لشکر کشید و دشت قپچاق و مغولستان را تصرف کرد. در سال ۷۸۲ به خراسان تاخت و نیشابور و هرات را تسخیر کرد و در سال ۷۵۰ مازندران را از کف باوندیه خارج ساخت. او پس از یورشهای مکرر به قلب ایران، دامنه فتوحات خود را به دمشق و حلب و مصر رسانید. تیمور پس از این فتوحات، قصد تسخیر چین را در سر می پرورانید ولی در سال ۸۰۷  به سن ۷۱ سالگی و پس از۳۶ سال سلطنت درگذشت. جسد تیمور با احترام فراوان در آرامگاهی که در زمان حیات خود او بنا نهاده شده بود و هنوز پابرجاست مدفون گردید. اگر چه یکی از پسران تیمور به نام میرانشاه تا سه سال پس از فوت وی بر قسمتهایی از قلمرو تیمور حکمرانی داشت، ولی پسر دیگرش، شاهرخ میرزا که از زمان حیات تیمور بر قسمت وسیعی از خراسان حکومت می راند و بعدها نیز مازندران و ماوراء‌ النهر و فارس و کرمان و آذربایجان را در قبضه تصرف خود درآورد، نامدارترین جانشینان او محسوب می شود. با مرگ شاهرخ، الغبیگ فرزند ارشدش زمام اختیار را در دست گرفت. ولی او همواره درگیر بسیاری از منازعتهای خانوادگی تیموریان بود. در سال ۸۵۳ با قتل الغبیگ، تشنجات داخلی خاندان تیموریان رو به تزاید گذاشت. در سال ۸۵۵ سلطان ابوسعید تیموری به سلطنت رسید. از این زمان به بعد انحطاط تیموریان سرعت بیشتری گرفت تا آن که سلسله تیموری در سال ۹۱۱ به دست امرای شیبانی منقرض گردید، اما با این حال، شعبه ای از خاندان تیموری در هند سلسله ای تشکیل دادند که به نام بابریان شهرت داشتند. دوره تیموری در تشکل جنبه های متنوعی از هنرهای اسلامی و رونق آن موقعیتی بسزا داشته است. اگر چه در مواردی مقدمات رواج بعضی از شعبه های هنری به ادوار پیش از آنها تعلق دارد ولی با این وصف، کوشش امرای تیموری در اعتلای هنرهای اسلامی انکار ناپذیر است، زیرا ایشان با جمع آوری هنرمندان و صنعتگران توانستند در سمرقند و بخارا وهرات و خراسان و فارس مرکزیت هنری برجسته ای به وجود آورند. تیمور پس از تسخیر بغداد گروه زیادی از هنرمندان و صنعتگران را به سمرقند گسیل داشت. بافندگان، سفالگران، آبگینه سازان و اسلحه سازان از دمشق به پایتخت آورده شدند. نقره کاران و تفنگ سازان از آسیای صغیر جذب گردیدند; و با استحکام روابط فرهنگی میان ایران و چین و رونق مبادله هنری، تاثیر سازنده دیگری در هنرهای عصر تیموری پدیدار شد. با آن که تیمور در جذب دانشمندان و هنرمندان و معماران به مقر حکومت خویش; فراوان می کوشید، ولی سهم فرزند او شاهرخ میرزا نیز در این عرصه کمتر از وی نبود. شاهرخ که از مشهورترین امیران تیموری است، صرف نظر از پرهیزگاری، مردی با فرهنگ بود. او هرات را مجمع فضلا و شاعران و نویسندگان و مورخان گردانید. در عصر وی هنرهای ظریفه رونق بسیار یافت. او عده زیادی از هنرمندان را به استنساخ و مصور ساختن کتاب برای کتابخانه مشهور خود گماشت. الغ لیگ فرزند شاهرخ نیز از مشتاقان علم و هنر بود، چنان که بنای «زیج » او، موسوم به زیج الغ بیگی، مشهور است. بایسنقر، پسر شاهرخ نیز هنرمندان را از همه جا به هرات فرا می خواند و تربیت می کرد. در بررسی هنر دوره تیموری از معماری آغاز می کنیم. در این دوره، معماری اعتبار زیادی داشت و در این میان، بنای مساجد و مکانهای مذهبی با گنبدهای بزرگ، چشمگیر بود. از مساجد دوره تیموری باید مسجد گوهرشاد را مقدم داشت که در کنار مجموعه بناهای آستان قدس رضوی متعلق به دوره تیموری، خودنمایی می کند. این مسجد را یکی از زیباترین آثار معماری دنیا محسوب داشته اند. برخی از تزیینات این بنا به شیوه آثار و بناهای سمرقند است. بنای مذکور که از شاهکارهای معماری قرن نهم محسوب می شود، به نام گوهرشاد بیگم زوجه شاهرخ تیموری نامگذاری شده است. وی یکی از زنان نیکوکار و نامدار تاریخ بوده است و از او آثار و ابنیه خیر بسیاری ذکر کرده اند. بنای این مسجد که به سبک مساجد چهار ایوانی است، در سال ۸۲۱ به پایان رسید که حدود ۱۲ سال به طول انجامید. مسجد گوهرشاد که به وسیله معماران شیرازی ساخته شده است زیرنظر یکی از پرکارترین و چیره دست ترین معماران دوره تیموری یعنی «قوام الدین معمار شیرازی » برآمده است. آنچه بر شکوه این مسجد می افزاید و بیننده را مسحور می کند، گنبد پیازی شکل و سبزرنگ آن است که با نقوشی زرد رنگ مزین گردیده است. کتیبه تاریخی مسجد که از کاشی است، با حروف درشت سفید بر زمینه ای آبی، جلوه دیگری است که بر زیبایی این مسجد افزوده است و از نظر تاریخی حائز اهمیت بسیار می باشد. سردر ایوان طرف قبله مسجد دارای طاق عظیم کاشیکاری است و در دو طرف آن دو مناره کاشی بسیار زیبا جلوه گر است که از لحاظ زیبایی و دقت در کاشیکاری دارای اهمیت خاصی است. «گوهرشاد بیگم » بانی این مسجد، در هرات نیز عمارات و ابنیه بسیار ساخته است که از جمله آنها باید به مسجد جامع و مدرسه گوهرشاد هرات اشاره کرد. از میان مساجد دوره تیموری، همچنین باید از مزار و مسجد مولانا شیخ زین الدین در شهر تایباد نام برد که در نزدیکی مرز ایران و افغانستان قرار دارد و بانی آن پیراحمد خوافی وزیر شاهرخ است. وی علاوه بر این مسجد، بنیانگذار چند بنای دیگر در خرگرد و هرات نیز بوده است. بنای مورد بحث چنان اهمیتی داشته است که آن را با بنای مسجد گوهرشاد مقایسه کرده اند. کتیبه مسجد مذکور، سال ۸۴۸ را نشان می دهد. اهمیت این بنا بیشتر در کتیبه های تاریخی زیبا، کاشی کاری ها و حواشی آن است. کاشیهای معرق آن، گویای نکته های مهمی در تزئینات و کاشیکاری دوره تیموری است. مسجد جامع سمرقند نیز از بناهای مذهبی دوره تیموری است و از عظمت بسیار برخوردار است. صاحب ظفرنامه تیموری می نویسد که این مسجد دارای چهارصدوهشتاد ستون تراشیده از سنگ است که هر کدام طولی بالغ بر هفت گز دارند. همین مورخ می نویسد که در احداث این مسجد، دویست سنگتراش از آذربایجان، فارس، هندوستان و دیگر ممالک شرکت داشته اند و پانصد نفر در کوهستان به بریدن سنگ و فرستادن آن به شهر مشغول بوده اند و اصناف صنعتگران و هنرمندان، از گوشه و کنار دنیا برای ساختن این مسجد به سمرقند آورده شده بودند. گفته اند که در بنای این مسجد، نودوپنج پیل هندی به کار گرفته شده بود. مسجد دارای چهار منار است که هر کدام بر رکنی از ارکان چهارگانه مسجد استوار است و در گرداگرد مسجد، کتیبه های تراشیده از سنگ به چشم می خورد. این مسجد دارای محرابی آهنین بوده است. مسجد کبود تبریز، نمونه دیگری از آثار دوره تیموری است. این مسجد در زمان جهانشاه قره قویونلو ساخته شد. و بانی آن دختر جهانشاه بود. بنای مذکور به سبب کاشیکاری زیبایش، به فیروزه اسلام شهرت داشت. وجه تسمیه مسجد کاشیهای کبودی است که در بنای آن به کار رفته است. سر در مسجد دارای کتیبه های بسیار نفیس است، و با کاشی معرق و مقرنس کاری، تزیین شده است. اگر چه امروز قسمت اعظمی از بنا ویران شده است ولی آنچه باقی است، گویای کاشیکاری زیبا، معرق های ظریف، و مرمرهای شفاف و ریزه کاریهای هنری قابل توجهی در بنای آن است. هنرشناسان با اهمیت فراوانی به این مسجد نگریسته اند و آن را نمونه کامل هنر و صنعت دوره تیموری معرفی کرده اند. این مسجد را به نام مسجد مظفریه و مسجد جهانشاه نیز خوانده اند. مسجد میدان کاشان که در زمان سلسله قره قویونلو احداث گردیده، هم از آثار دوره تیموری محسوب است. بر طبق مفاد کتیبه گچبری سر در این مسجد، بنای آن در سال ۸۶۸ به همت معماری به نام عمادالدین پایان یافته است. در زیر شبستان و مجاور محراب این مسجد، منبری از کاشی معرق مشاهده شده است که از لحاظ هنر کاشیکاری معرق و ترکیب رنگ و ظرافت تراش در شمار یکی از شاهکارهای این هنر محسوب می گردد. بقعه امامزاده قاسم جاپلق، از آثار قرن هشتم و نهم، نیز به شاهرخ تیموری منسوب گردیده است، و یا لااقل ساختمان بقعه کنونی آن به قراینی متعلق به زمان شاهرخ است و در سال ۸۵۰ اتمام یافته است. در داخل حرم این بقعه، بر روی صفحه ای به بلندی یک مترونیم و به طول پنج متر، دو صندوق چوبین ساده قرار دارد که هر کدام دارای کتیبه ای به خط ثلث است. از متن کتیبه حاشیه صندوق اول دانسته می شود که صندوق متعلق به مزار شهید زیدبن حسن بن علی… قاسم است و در اوایل ماه صفر سال ۸۵۰ تهیه شده است، و در حاشیه زیر صندوق نام «پادشاه اسلام پناه شاهرخ بهادر» حکاکی گردیده است. در مورد آثار جنبی در ابنیه مذهبی دوره تیموری باید از آثاری چون شبستان زمستانی مسجد جامع اصفهان نام برد. این شبستان دارای مرمرهای درخشانی است که در روشنی شبستان، تاثیر بسیار داشته است. شبستان دارای هیجده چشمه طاق است و کتیبه موجود در این شبستان، بنای آن را متعلق به سال ۸۵۱ و عهد سلطان محمدبن بایسنقر بن شاهرخ تیموری نشان می دهد. کاتب این کتیبه را که به خط ثلث است، سید محمود نقاش دانسته اند. ایوان مسجد جامع ورامین نیز اگر چه از آثار دوره مغول دانسته شده است ولی اتمام آن مصادف با پادشاهی شاهرخ تیموری بوده است و احتمالا کلیه تزیینات شبستان و گچبریهای نفیس محراب و اطراف آن از آثاری است که به دستور شاهرخ انجام شده است. ایوان مسجد جامع سمنان هم از یادگارهای دوره تیموری است. گرچه اصل بنا متعلق به دوره سلجوقی است ولی ساختمان ایوان مورد بحث، مربوط به سال ۸۲۸ است. این ایوان در زمان سلطنت شاهرخ تیموری و به امر وزیرش «شمس الدین محمد (علی) بالیجه سمنانی » ساخته شده است. بنای مسجد جامع سمنان در طول زمان چند بار خراب، و تعمیر شده است و فعلا آنچه از آن باقی است، متعلق به دو دوره سلجوقی و تیموری است. کتیبه مسجد جامع اشترجان یادگار دیگری از عصر تیموری است. خود مسجد از یادگارهای دوره مغول است. بر ایوان چهل ستون شرقی مسجد، لوحی سنگی نصب شده که کتیبه آن به خط ثلث برجسته است. کتیبه، گویای تعمیر مسجد در عهد «سلطان ابوالنصر حسن بهادرخان » از محل سرمایه خاص «کمال الدین اسماعیل بن ظهیرالدین اشترجانی » است. کاشیکاری سردر مسجد جامع کبیر یزد نیز در شمار آثار جنبی متعلق به معماری دوره تیموری است. ساختمان اصلی مسجد منسوب به سال ۷۲۵ است. علاوه بر اینها، جامع کبیر یزد، یادگار دیگری نیز از عهد تیموری دارد. در این رهگذر، گفتنی است که حکومت یزد در عهد شاهرخ بر عهده امیر جلال الدین چقماق شامی قرار گرفت و زوجه او به نام «بی بی فاطمه خاتون »، سطح مسجد را از مرمر مفروش ساخت، و دو ستون چپ و راست گنبد را با کاشی آراسته ساخت و منبر چوبی آن را از آجر منقش، برآورد. نوشته اند که به دستور این زن، خاک مورد لزوم برای ساختن منبر را از کربلا به یزد حمل کرده اند. تعمیرات «بی بی خاتون » متعلق به سال ۸۳۶ است. مرمت دیگر مسجد جامع یزد، توسط خواجه معین الدین یزدی از وزیران عهد تیموری صورت گرفت. وجود کتیبه کاشی معرفی که به خط ثلث سفید بر روی کاشی لاجوردی خودنمایی می کند و نام شاهرخ را بر خود دارد، این احتمال را به وجود آورده است که قسمت اعظم تزیینات و کاشیکاری سردر رفیع جامع کبیر یزد نیز در عهد سلطنت شاهرخ انجام پذیرفته باشد. از اماکن متبرکه و مزارات ساخته شده در عهد تیموری، باید به مزار شاه نعمت الله ولی در ماهان کرمان اشاره کرد. گرچه اصل بنا متعلق به همین دوره است ولی بعدها، قسمتهایی به آن افزوده شد. کتیبه موجود در آن، تاریخ ۸۴۰ را نشان می دهد ولی مجموعه بناهای موجود بقعه متعلق به قرنهای نهم، دهم، یازدهم و دوازدهم است. ایوان، مناره های بلند، کاشیکاریها و درهای گرانبهای این بقعه، زیبایی و لطافت خاصی دارد. بقعه امامزاده جعفر دامغان نیز از بناهای دوره تیموری است. این بنا در شمال غربی شهر دامغان ساخته شده است. صاحب بقعه به شش واسطه به حضرت علی علیه السلام می رسد. اصل بنا، ظاهرا در دوره سلجوقی ساخته شده است اما در بخشی از صحن آن، بنای کوچکی است که کتیبه سر در آن، انتساب به عهد شاهرخ را نشان می دهد. در درون ایوان، مقدار زیادی کاشیکاریهای ستاره ای شکل به صورت هشت پر و دوازده پر به رنگ سبز روشن و لاجوردی دیده می شود که بیشتر آنها مصور به صورتهای حیوانات و یا کتیبه های منظوم به خط نستعلیق است. بنای مدرسه مجاور به مقبره شیح احمد جام از عرفای اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم را نیز باید از آثار دوره تیموری محسوب داشت. قسمتی از خانقاه این مزار تاکنون دو بار تعمیر شده است. بنای مدرسه بزرگی که در کنار بقعه است. متعلق به زمان شاهرخ تیموری می باشد و احتمالا متعلق به سال ۸۴۶ است. همچنین نماسازی بقعه تربت حیدریه را نیز باید از عهد شاهرخ محسوب داشت. در مجموعه بناهای دوره تیموری باید ذکری نیز از مدارس این عصر داشت. نخست باید از مدرسه دودر در شهر مشهد یاد کرد. بنای این مدرسه به گواهی کتیبه معرق آن، در سال ۸۴۳ انجام پذیرفته است. بانی آن، غیاث الدین امیر یوسف خواجه بهادر است که آثاری از قبر او در زیر گنبد مسجد دیده شده است. بنای مدرسه، نمونه کاملی از این قسم معماری در قرن نهم است. این بنا همچنین از نظر کاشیکاری و مجموعه خطوط مختلفه، بسیار قابل توجه است. مدرسه دیگر، مدرسه خرگرد است. بنای مدرسه متعلق به سال ۸۴۸ و دوره شاهرخ است و به دستور «پیراحمد خوافی » وزیر شاهرخ ساخته شده است. مدرسه در خارج روستای خرگرد است و از مدارس چهارایوانی و دارای حجره های دو طبقه است. از آنجا که این بنا به دستور غیاث الدین پیراحمد خوافی ساخته شده است به «مدرسه غیاثیه » مشهور شده است. علاوه بر آثاری که برشمردیم، ابنیه و آثار دیگری هم، به گونه ای متعلق به دوره تیموری هستند، از آن جمله است ایوان طلای صحن عتیق مشهور به «ایوان طلای نادری » که از بناهای «امیرعلیشیر نوایی » وزیر دانشمند سلطان حسین میرزای بایقرا است و بعدا در زمان نادرشاه افشار طلاکاری شده است. همچنین بنای عمارت تیموری در اصفهان است. تالار این عمارت دارای سقف آجری مقرنس و مزین به رنگهای لاجوردی و طلایی است و آثار گچبریهای جالب و خیره کننده آن هنوز باقی است. در دوره تیموری مرمت بعضی از شهرها و باروهای آنها نیز مورد توجه بوده است که از آن جمله بنای شهر بیلقان و حصار و خندق آن است. این کار در زمانی صورت گرفت که شهر حالت کاملا ویرانی یافته بود و مهندسان برای این شهر، طرحی نو در انداخته بودند. این مرمت در عصر امیرتیمور صورت گرفت. در پایان بحث از معماری دوره تیموری باید اشاره ای هم به ساختمان هشت گوش «گورامیر» و گنبد بلند و آبی رنگ آن به عنوان یکی از بارزترین آثار هنری دوره تیموری کرد. این آرامگاه که در اصل مقبره نوه او بود و در زمان حیات امیرتیمور و با اشراف وی ساخته شده بود، در بیرون گورستان «شاه زند» سمرقند قرار داشت. این آرامگاه ساختمانی هشت ضلعی است که بر فراز آن گنبدی بلند و آبی رنگ خودنمایی می کند. هنگامی که «کلاویخو» سیاح معروف اسپانیایی به سمرقند رسیده است، بنا به پایان آمده بود. این بنا در عین سادگی، مزین به خطوط و نقوش هندسی زیبایی است که بر بستره کاشیهای لعابی نمودار شده است. در گرداگرد استوانه بلند پایه گنبد، عبارتهایی با خط کوفی به رنگهای سیاه و سفید نگاشته اند و خود گنبد با خطوط فرورفته ای که از مرکز بالای آن به پیرامونش می رود، آراسته به کاشیهای تابناک لعابی است. در استوانه زرین گنبد، سوراخهایی تعبیه شده است که نور آفتاب را به صورتی ملایم به درون آرامگاه می تاباند. در درون آرامگاه، سنگی به رنگ سبز پررنگ بر گور امیر تیمور نهاده شده است که آن را از قبر سلطان محمد و دیگر شاهزادگانی که در آنجا به خاک سپرده شده اند متمایز می کند. درباره گچبریهای دوره تیموری با قاطعیت زیادی نمی توان سخن گفت. نمونه های عالی گچبری از این دوره به مقیاسی نیست که بتوان آن را یکی از جلوه های اصلی هنر این دوره محسوب داشت. در مورد حجاری نیز وضع به همین سان است. البته این داوری نه چنان است که بتوان ریزه کاریها و ظرافتهای موجود در نمونه هایی از گچبری این دوره را انکار کرد. کلاویخو، در سفرنامه خود درباره جنبه های تماشایی در گچبری مسجدی در سمرقند سخن می گوید که به عنوان مزار نوه تیمور ساخته شده بود. از جمله گچبریهای دوره تیموری، سر در بقعه امامزاده زید از فرزندان حضرت سجادعلیه السلام در قم است. کتیبه سر در به خط ثلث گچبری شده و پس از گذشت زمان و باوجود آنکه در معرض باد و باران و آفتاب بوده، خللی بدان وارد نشده است. برای این گچبری، مشابهتهایی با محراب اولجایتو در مسجد جمعه اصفهان قایل شده اند. در قم، از اوایل قرن نهم، نیز گچبری قابل توجهی در بقعه امامزاده ابراهیم موجود است که کتیبه آن سال ۸۰۵ را نشان می دهد. همچنین در تالار تیموری یا عمارت تیموری اصفهان نیز آثار گچبریهای جالب و خیره کننده ای از قرن نهم دیده می شود. از این دوره کتیبه های گچبری شده دیگری نیز در نقاط مختلف باقی است که از نظر تاریخی حائز اهمیت فراوان است. گفتنی است که نمونه هایی از گچبری دوره تیموری را در برخی از بناهای سمرقند، و گور امیر می توان نشان داد که گویای دقت و ظرافت و ریزه کاریهای این هنر در روزگار تیموری است. از حجاری دوره تیموری، چیز قابل توجهی باقی نمانده است;نمونه های آن روزنه های مسجد کبود است که مشبکهایش از سنگ بلغمی و به طرز ماهرانه ای کنده کاری شده است. صاحب ظفرنامه تیموری درباره مسجد جامع سمرقند می نویسد که دارای چهارصدوهشتاد ستون تراشیده شده از سنگ است که هر کدام طولی بالغ بر هفت گز دارند. مورخ مذکور همچنین از کتیبه های تراشیده شده از سنگ در این مسجد یاد می کند، و سخن او گویای سنگ تراشی و حجاری در عصر تیموری است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا