
تروریسم انگاری سپاه پاسداران؛ وارونگی حقیقت به سبک اتحادیه اروپا !
اروپاییها در جهت خوشخدمتی به آمریکا و افزایش فشار بر ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را که اولین سد تروریسم در برابر داعش بود «تروریسمانگاری» کرده است و این در صورتی است که اتحادیه اروپا خود بزرگترین صادرکننده تروریسم در جهان هستند
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ در زمانهای که وارونهسازی ارزشها به آسانی رقم میخورد، کلمات نیز از معانی تهی و در خدمت و به مثابه ابزار زور قرار خواهند گرفت.
این حکایتی از دوران ماست که در آن اروپایی که روزگاری با روتوش «استعمار» ویرانیهای بسیاری را رقم زده و از مسببین اصلی مسائل و مشکلات خاورمیانه بوده خود را پاک و مبرا دانسته، اما یک سازمان نظامی یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را که اولین سد مبارزه با تروریسم و داعش بوده را «تروریسم» معرفی میکند.
در واقع اروپایی ها که روزی با سلاح زور و تجاوز و اشغالگری و استعمارگری، دیگر ملتها را دچار آسیب و نگونبختی کردند، اکنون به دلیل ضعف تاریخی و از دست دادن استقلال خود، تنها از «سلاح واژگان» برای جنگ علیه دیگر ملتها بهره میبرند.
«تروریسمانگاری» توسط تروریستها
وجه مشترک عمده تعاریف اصطلاح تروریسم در ادبیات نظامی «خشونت علیه غیرنظامیان» بوده است. اتحادیه اروپا نیز به این بهانه که سپاه پاسداران علیه آشوبگران و مسلحین در حوادث دیماه دست به دفع آشوب و تامین امنیت زده این نهاد را «تروریستی» معرفی کرده است.
با این حال این سوال قابل مطرح میباشد که اگر در اروپا و آمریکا آشوبی رخ دهد و در آن آشوبگران هم به سلاح مسلح باشند، آیا دستگاههای نظامی کشورهای اروپا و یا آمریکا هیچ اقدامی انجام نخواهند داد؟
وقایع عینی و سرکوب اعتراضات در کشورهای اروپایی و آمریکا همانند مورد اخیر یعنی مینیاپولیس در آمریکا نشان میدهد که بر اساس شاخصه مذکور، اتفاقا اروپاییها و آمریکاییها بیش از همه شایسته یدک کشیدن اصطلاح «تروریسم» میباشند. مثالهای متعددی در این زمینه فراوان است .
با این حال، بهگونهای شگرف باید بیان کرد که موارد بسیاری وجود دارد که نیروهای پلیس در اروپا و آمریکا حتی اقدام به کاربرد خشونت علیه غیرنظامیان غیرمسلح هم انجام دادهاند. یکی از هزاران نمونههای بارز آن نیز «رنه نیکول مکلین گود» مادر ۳۷ ساله و صاحب سه فرزند است که هنوز یک ماه نیز از قتل وی توسط پلیس آمریکا نگذشته است.

از طرفی تروریسم غربی تنها محدود به مرزهای خود نبوده بلکه باید اذعان کرد براساس تعریف تروریسم، فیالواقع باید اروپا و آمریکا را به مثابه «تروریستهای بینالمللی» بهرسمیت شناخت.
قتلها و جنایتهای کشورهای غربی و بالاخص آمریکا در دیگر مناطق دنیا به کرات قابل مشاهده است. خون نقش بسته بر دستان آمریکا را میتوان از هیروشیما و ناکازاکی تا فلوجه در عراق و افغانستان و لیبی و حتی خود ایران مشاهده کرد. پس اگر بنا بر «تروریسمانگاری» هم باشد، اروپا و آمریکا در این زمینه بیش از همگان از استحقاق بیشتری برخوردار بودهاند!
با نگاهی عمیقتر مشخص میشود که معرفی سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی توسط اتحادیه اروپا، نه امری مبتنی بر تعریف واقعی تروریسم و یا اصلا مرتبط با مسائل حقوق بشری بلکه قلب معانی و تعاریف واژگان به مثابه یک سلاح و ابزار است که مقصود آن در جهت افزایش فشار بر ایران و خوشخدمتی در برابر آمریکا بوده است.
در واقع اروپایی که در «بازی بزرگ جهانی» جایی ندارد اکنون به سیاه لشکر آمریکا بدل شده است. نمونه این ماجرا، همین استاندارد دوگانه در «تروریسمانگاری» سپاه پاسداران است.
غروب قدرت اروپا
اروپاییها که زمانی با استعمار دیگر مردم جهان، طرفهای اصلی «بازی بزرگ» برای سلطه بر جهان بودند و حتی دو جنگ جهانی را نیز در همین زمینه رقم زدند، پس از جنگ بینالملل دوم بهتدریج از حضور در راس قطبهای اصلی نظم پساجنگ حذف شده و ذیل آمریکا یا شوروی قرار گرفتند.
حال اکنون این کشورها نهتنها عاملیتی اساسی در دوران گذار به نظم نوین جهانی نداشته بلکه از یک طرف به سیاه لشکر آمریکا بدل شده و از طرفی باجدهنده به ایالات متحده هم شدهاند. نمونه بارز اولی در دیدار ترامپ با مقامات اروپا عیان بوده و مورد دومی نیز در ادعاهای ترامپ بر گرینلند و تروریسمانگاری از سپاه پاسداران.

به تعبیری دیگر، این اقدام اتحادیه اروپا نه یک اقدام مستقل بلکه در جهت فرامین آمریکا به کشورهای اروپایی برای فشار علیه ایران بوده است. این موضوع حکایتی از غروب قدرت برای اروپاییهاست که اگر یک روز نقشه دیگر مناطق دنیا را میکشیدند، اما با چرخش روزگار امروزه به شکلی رقتبار، آشکارا به ایالات متحده باج میدهند.
تروریسمانگاریِ ضدتروریستها
اگر بعد از اروپاییها و آمریکاییها که گستره تروریستمسلکیشان تمام دنیا را در بر گرفته را نادیده انگاریم، شاید بتوان گفت تروریستیترین نیروی سازمانیافته در یک دهه گذشته کسی جز نیروهای داعش نبوده است. داعشی که خشونت عریان آن در منطقه و عملیاتهای تروریستی در خارج از آن بهگونهای فراگیر در تمام جهان مخالفتهایی را برانگیخت.
حال باید اذعان کرد که یکی از مهمترین و اصلیترین نیروهایی که پرونده داعش را در منطقه بست سپاه پاسداران بوده است. در حقیقت کسی که بیش از همه در مقابل داعش ایستادگی و مقابله کرد شهید سردار قاسم سلیمانی بود که اتفاقا توسط آمریکا به شهادت رسید. این ماجرا نشان میدهد اگر یک سازمان علم مقابله علیه تروریسم را برافراشته باشد سپاه پاسداران است و نه تروریسم آمریکایی و اروپایی.

مارکوس فیدلر، نویسنده آلمانی درباره نقش سردار سلیمانی نوشته است : «حضور سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران بود که جزر و مد را چرخانید و برنامههای داعش را خنثی کرد. این توصیه نظامی کارشناسی او بود که مانع از تصرف بغداد و اربیل شد و حملات داعش را دفع کرد. سلیمانی یک «فرمانده بینظیر» است، که نیروهای شیعه و کرد را در مبارزه با داعش و عملیات مشترک هماهنگ گرد هم آورد. شکست داعش نتیجه مشارکت غیرمعمول سربازان عراقی و کرد بود که از طریق تلاشها و توصیههای سردار سلیمانی به وجود آمد.»
رئیس سرویس اطلاعات خارجی روسیه نیز درباره نقش سپاه پاسداران در مبارزه علیه داعش عنوان کرده است : «سپاه پاسداران ایران کمک بزرگی به مبارزه با داعش کرده است.» همچنین آرین طباطبایی در فارین افرز نیز به پشتیابی و تجهیز نیروهای ضد داعش توسط تهران اذعان کرده است. در حقیقت سهم ایران و مشخصا سپاه و نیروی قدس در نابودی داعش موضوعی نیست که بتوان آن را قابل انکار دانست.
تروریست اروپاست!
ایران تا کنون آغازگر جنگ و ناقض حقوق بینالملل نبوده، اما کارنامه سیاه غربیها آکنده از موارد بسیاری در این زمینه است. از منظری دیگر، اتفاقا این ایران بوده که از جنگ ۸ ساله ایران و عراق تا جنگ ۱۲ روزه ایران با اسرائیل وآمریکا قربانی تروریسم غربی بوده است.
حمایتهای تسلیحاتی و حتی ارائه لوازم کشتار جمعی توسط کشورهای اروپایی به رژیم بعث عراق علیه ایران بر هیچکس پوشیده نیست. همچنین حمایت تمامقد اروپا از رژیم صهیونیستی در جنگ با ایران و نسلکشی در غزه نیز اعتراضات خود مردم اروپا را هم برانگیخت.
تحقیقا اگر اذهان از روایت برساخته غربی آزاد شده و واقعیتها را در ورای آن جستوجو کنند، خواهند دانست که بزرگترین تروریسم جهان در همان غرب نهفته است. تروریسمی که یا خود همه جا را به آتش کشیده و یا به وسیله استعمار و تجاوز، زمینه آتشافروزی را فراهم ساخته است. تاریخ گواهی تاموتمام بر این ماجراست.





