دیپلماسی یا باج‌خواهی؟ آمریکا با شروط قلدرمآبانه خود بازگشت!

طرح شروط زیاده‌خواهانه آمریکا برای هرگونه توافق با ایران ــ از توقف غنی‌سازی تا تضعیف توان دفاعی و دخالت در سیاست‌های منطقه‌ای ــ نشان می‌دهد واشنگتن به‌دنبال توافق نیست، بلکه مسیر شکست‌خورده «فشار حداکثری» و تسلیم محض را دوباره دنبال می‌کند.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ اظهارات اخیر یکی از مقامات آمریکایی، که از سوی یک رسانه این کشور منتشر شده، بار دیگر ابهام‌های جدی درباره رویکرد واقعی واشنگتن نسبت به دیپلماسی با ایران را برجسته کرده است. بر اساس این گزارش، هرگونه توافق احتمالی با ایران منوط به پذیرش مجموعه‌ای از شروط اساسی از سوی تهران دانسته شده است؛ شروطی که از توقف کامل غنی‌سازی و برچیدن برنامه هسته‌ای آغاز می‌شود، به محدودسازی توان موشکی و قطع روابط منطقه‌ای می‌رسد و حتی به‌رسمیت شناختن رژیم اسرائیل را نیز در بر می‌گیرد. در غیر این صورت، به ادعای این مقام آمریکایی، توافقی در کار نخواهد بود.

طرح چنین شروطی، بیش از آنکه نشانه‌ای از تمایل به حل اختلافات از مسیر گفت‌و‌گو باشد، یادآور الگو‌های شناخته‌شده فشار حداکثری است؛ الگو‌هایی که پیش‌تر نیز آزموده شده و نتیجه‌ای جز افزایش بی‌اعتمادی و تشدید تنش‌ها در پی نداشته‌اند.

حقوق هسته‌ای؛ فراتر از چانه‌زنی سیاسی

در بخش مربوط به برنامه هسته‌ای، مطالبه توقف کامل غنی‌سازی و حذف زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، در تعارض آشکار با حقوق تصریح‌شده در معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) قرار دارد. جمهوری اسلامی ایران، همانند دیگر اعضای این معاهده، حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را داراست؛ حقی که نه قابل واگذاری است و نه می‌تواند موضوع امتیازدهی سیاسی قرار گیرد.

«دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا روز پنجشنبه مدعی شد که «ایران باید دست از پیگیری سلاح‌های هسته‌ای بردارد» و نسبت به اقدام احتمالی در آینده در صورت عدم توقف چنین تلاش‌هایی، هشدار داد.

او به شبکه سی‌ان‌بی‌سی در حاشیه اجلاس داووس گفت: «پس خواهیم فهمید الان در مورد برنامه هسته‌ای در چه موقعیتی هستند. آن‌ها نمی‌توانند کار هسته‌ای انجام دهند. باید برنامه هسته‌ای را متوقف کنند.»

ایران تاکید دارد که به‌عنوان عضوی از معاهده ان‌پی‌تی، حق استفاده از انرژی صلح‌امیز هسته‌ای را دارد.

دیپلماسی یا باج‌خواهی؟ آمریکا با شروط قلدرمآبانه خود بازگشت!

ایران بار‌ها بر ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای خود تأکید کرده و مقامات رسمی کشور نیز صراحتاً اعلام کرده‌اند که در عین پایبندی به تعهدات بین‌المللی، از حقوق قانونی ملت ایران عقب‌نشینی نخواهند کرد. از این منظر، اصرار بر توقف مطلق غنی‌سازی، نه اقدامی اعتمادساز، بلکه مانعی جدی در مسیر هرگونه تفاهم پایدار است.

توان موشکی؛ تجربه امنیتی غیرقابل چشم‌پوشی

مطالبه محدودسازی برنامه موشکی ایران نیز در شرایطی مطرح می‌شود که منطقه غرب آسیا با ناامنی مزمن، تهدیدات مکرر و اقدامات تهاجمی برخی بازیگران مواجه است. تجربه‌های اخیر نشان داده است که بازدارندگی دفاعی، نقشی تعیین‌کننده در جلوگیری از گسترش بحران‌ها دارد.

در حالی که مسیر‌های دیپلماتیک در جریان بود، اقدام نظامی رژیم صهیونیستی و وقوع جنگ دوازده‌روزه اخیر، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که امنیت ملی را نمی‌توان صرفاً بر مبنای وعده‌های سیاسی بنا نهاد. در چنین شرایطی، توان موشکی ایران بخشی از دکترین دفاع مشروع کشور محسوب می‌شود و موضوعی نیست که بتوان آن را در قالب مذاکرات سیاسی به چالش کشید.

دیپلماسی یا باج‌خواهی؟ آمریکا با شروط قلدرمآبانه خود بازگشت!

چند سال قبل سرتیپ مارک کیمیت، معاون وزارت خارجه آمریکا در دولت بوش به بی بی سی درباره نقطه ضعف بزرک آمریکا در جنگ با ایران گفت: «پایگاه‌ های آمریکا در قبال توان موشکی ایران آسیب‌پذیرند و آمریکا تلاش می‌کند در صورت حمله احتمالی، از میزان خسارات بکاهد.» می‌توان گمان برد که دلیل این حجم از اصرار مقامات آمریکایی بر محدود سازی توان موشکی ایران علاوه تامین منافع رژیم صهیونیستی در منطقه، اطلاع از آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکایی در منطقه در مقابل توان موشکی ایران باشد.

سیاست منطقه‌ای و نقش گروه‌های مقاومت

در بخش دیگری از این شروط، آمریکا خواستار قطع حمایت ایران از آنچه «گروه‌های نیابتی» خوانده می‌شود، شده است. این در حالی است که از منظر جمهوری اسلامی ایران، این جریان‌ها گروه‌های مقاومت مردمی هستند که در واکنش به اشغال، تجاوز و بی‌ثباتی‌های گسترده در منطقه شکل گرفته‌اند.

واقعیت‌های میدانی و تحولات چند دهه گذشته نشان می‌دهد که این بازیگران، بخشی جدایی‌ناپذیر از معادلات منطقه‌ای هستند و حذف آنها از طریق فشار خارجی نه ممکن است و نه به ثبات منجر خواهد شد. سیاست منطقه‌ای ایران بر تعامل با ملت‌ها و در چارچوب ملاحظات راهبردی تعریف می‌شود و با برچسب‌زنی‌های سیاسی دستخوش تغییر نخواهد شد.

به‌رسمیت شناختن دولت جعلی ممنوع!

افزوده شدن شرط به‌رسمیت شناختن رژیم اسرائیل، از دیگر شروط تحمیلی ایالات متحده آمریکا برای جلوگیری از حمله خیالی و آغاز مذاکره با ایران است.این تلاش واهی نشان‌دهنده تحمیل یک موضع سیاسی و ایدئولوژیک بر مذاکرات است. موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال این رژیم، ریشه در مبانی بنیادین انقلاب اسلامی دارد و همواره به‌عنوان موضعی اصولی و غیرقابل معامله مطرح بوده است.

اسرائیل محصول اشغال سرزمین فلسطین و نقض مستمر حقوق ملت فلسطین است. دهه‌ها شهرک‌سازی غیرقانونی، محاصره غزه، تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی و کشتار گسترده و نسل کشی زنان و کودکان، تصویری روشن از کارنامه این رژیم ارائه می‌دهد. انتظار به‌رسمیت شناختن چنین رژیمی، نه‌تنها با اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در تضاد است، بلکه با معیار‌های پذیرفته‌شده حقوق بشر و عدالت بین‌المللی و حتی انسانیت هم همخوانی نداشته و ندارد.

مجموعه شروط مطرح‌شده از سوی مقامات آمریکایی، تصویری از دیپلماسی مبتنی بر فشار و زیاده‌خواهی ترسیم می‌کند؛ رویکردی که نه به توافقی پایدار منجر می‌شود و نه به ثبات منطقه‌ای کمک می‌کند. تجربه گذشته نشان داده است که تحمیل مطالبات حداکثری، مسیر گفت‌و‌گو را مسدود کرده و بحران‌ها را عمیق‌تر می‌سازد.

دیپلماسی یا باج‌خواهی؟ آمریکا با شروط قلدرمآبانه خود بازگشت!

در پایان باید با صراحت گفت که آمریکا هرگز به‌دنبال «تفاهم» با ایران نبوده و نیست؛ آنچه در تمام این سال‌ها با نام مذاکره، پیش‌شرط و اعتمادسازی عرضه شده، چیزی جز پروژه‌ای حساب‌شده برای شکستن ستون‌های اقتدار ملی و وادارسازی ایران به تسلیم کامل نبوده است. تجربه‌های مکرر ثابت کرده که هر عقب‌نشینی، نه گرهی از فشارها گشوده، بلکه گام بعدی دشمن را برای فشار بیشتر و امتیازگیری عمیق‌تر هموار کرده است.

 

هدف نهایی این مسیر، خلع ایران از مؤلفه‌های قدرت، ایجاد شکاف‌های داخلی و در نهایت پیشبرد رؤیای کهنه و خطرناک تجزیه کشور است. بنابراین شروط به‌اصطلاح مقدماتی مذاکره، نه پل گفت‌وگو، بلکه تله‌ای آشکار برای کشاندن ایران به میدان باخت از پیش طراحی‌شده است. در برابر چنین راهبردی، تنها پاسخ عقلانی و انقلابی، ایستادگی، بی‌اعتمادی فعال به دشمن و تقویت قدرت درون‌زا است؛ چراکه ملتی که بر پای خود بایستد، نه تسلیم می‌شود و نه تجزیه‌پذیر است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا